احساس
تو اولین نفری نبودی که دلمو شکستی ولی کار تو خیلی بدتر و سخت تر
کار دیگران بود ،میدونی چرا؟.....چون تو شکسته ی دلمو شکستی بدجور
هم شکستی ،حالا که باید نفرینت کنم احساسم نمیذاره.....باور کن همون
خورد شده ی دلم هم ازم میخواد که همیشه دعات کنم......
اگه بخوام بگم فراموشت کردم دروغ گفتم......چون هرکاری کردم نتونستم
چه جور میتونم، وقتی تمام خاطرات همه جا و هر روز برام رژه میروند........
الهی بلایی که سرمن اوردی سرت نیاد و اون کاری که تو بامن کردی کسی
با تو نکنه ،چون هنوز هم همون خرده شکسته ها هم تو را دوست دارند....
ولی به تمام عشقهای پاک که امروزا رنگ باختند هرگز نمیتونم تورا ببخشم
هر گز نمی بخشمت....هرگز
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۶ ساعت 4:7 توسط باشوخان
|
اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان...چراغ بیار و یک دریچه که از آن.. به ازدهام کوچه خوشبخت بنگرم