سلامی دوباره به همه ی دوستان خوبم

 

 

 

 

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمیکند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

دریغ  کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهی است پرستم که اندرو به غیرغم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است ازاین دریچه های بسته ات

برو که هیچکس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر،بیفکندنم سزاست

وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

(فریدون شهبازیان)

 

بدرود ای اینترنت


سلام به همه ی دوستان خوبم

وبلاگ نوشتن باعث شد که من از خیلی چیزا دور بمانم

۱:  روزنامه خوندن

۲:  از کتاب و مطالعه

۳:  شوخی با بابا و سر به سر گذاشتن او

۴:  کمر درد و بی خوابی

۵:  از بین رفتن دفتر خاطرات

۶:  مشغولی تلفن

۷:  بد شدن دست خط

۸:  گرفتن ویروس از اینترنت

۹:  دور شدن از دوستای قدیمی

۱۰:  بعد از دوماه پرداخت هزینه ی سنگین قبض تلفن

وخیلی چیزای دیگه که الان حضور ذهن ندارم...............

به همین دلایل می خوام یه مدت از اینترنت دور باشم تا نفسی تازه کنم

تا فردایی دیگر ..................

**********************************

دستهای هوس الود را در اقیانوس اشک چشمانم

غسل خواهم داد........

میروم  تا که بیش از این بار گناهم بیش نشود

خدا نگهدار